آزادي اساس حكومت است

آزادي اساس حكومت است

 

دربخش نخست از مقاله حاضر به مباحثي چون اصل مبارزه با ظلم ، پرهيز ازخشونت واصل برابري از ديدگاه امام (ع) وبااستفاده از بيانات ايشان اشاره شد .آنچه مورد توجه قرار گرفت نفوذ عقلانيت دربينش وروش سياسي امير المومنين (ع) بود وبه دنبال مطالب قبلي ، دراين بخش با محوريت عقلانيت درگفتار و كردار آن بزرگوار به بحث هاي مشاركت ،  عقل گرايي ، علم محوري و آزادي مي پردازيم . البته ذكر مي شود كه اين عقلانيت زماني براي انسان مفيد است كه جوانب زندگي اورا فراگيرد تابه حل مشكلاتش بپردازد .

اصل مشاركت

از منظر علي (ع) وجود مشاوران نه براي تحكيم پايه هاي قدرت وادامه بهتر تسلط وحاكميت است ، بلكه فلسفه وجودي مشورت ولزوم وجود مشاوران آگاه ودانشمند دركنار نخبگان سياسي به خاطر يافتن راههاي صحيح وبهتر براي اداره جامعه وپرهيز از اشتباهات وهدر رفتن نيروها در سياستگذراي واجراي آن است . دراين باره مي فرمايند : ‹‹ هر كس از آراء وانديشه هاي گوناگون استقبال كند ، موارد اشتباه فكر و انديشه خود را خواهد شناخت ››.از سوي ديگر به مالك شفارش مي كند كه اطرافيانت را چنان بپرور كه تورا نستايند ، چون اگر اطرافيان به تعريف و تمجيد وستايش ، گرايش پيداكنند ، درمشورت سخنان تلخي راكه به مذاق رهبران خوش نمي آيد نخواهند گفت وآنچه رهبران مي گويند آنان تاييد خواهند كرد واينجاست كه مشورت ماهيت وفلسفه وجودي خود را ازدست خواهد داد . بنابراين حضرت علي (ع) حضور گروهي از صاحب نظران و دانشمندان ، يعني نخبگان فكري ، كه اهل ستايش و چاپلوسي نبوده وحرف تلخ حق را به هيچ ملاحظه اي برزبان مي آورند كنار نخبگان سياسي امري ضروري مي دانند وعدم توجه به نظرات آنان را ظلم وخيانت مي شمارد .

مشاركت مردم درتصميم گيري در قالب مشورت و… يكي از رووس سياست هاي علي (ع) دراداره كشور بود كه حضرت آن را ابتداي خلافت اعلام وتاآخرنيز بدان پايبند بود . هنگامي كه مردم براي انتخاب علي (ع) ازدحام كرده وپس از تلاش فراوان اورا به پذيرش حكومت متقاعد كردند ، حضرت به مسجد آمد ودرحضور تمام مردم فرمود :‹‹ خلافت شما راخوش نداشتم ، ولي اصراركرديد كه خليفه شما باشم . بدانيد كه بدون توجه به نظرشما كاري نمي كنم .كليدهاي اموال شما با من است ، ولي بدون نظر شما حتي يك درهم از آن را برنمي گيرم .آيا رضايت مي دهيد ؟››

همگي گفتيد : آري .

اصل عقلگرايي

عقل كه جزو ماهيت انسان است ، مهمترين مشخصه وبارزترين تمايز ميان انسان وحيوان به شمار مي رود وپيامبر دروني انسان نام گرفته است .با پيچيده شدن زندگي اجتماعي بشر درقرن بيستم ،به همان ميزان نقش واهميت عقل افزايش يافته است ، چون عقلي كه روزگاري مي بايست دريك محدوده خاص ،روابط ميان چند عشيره وطايفه راتنظيم كند ودرپيدا كردن چراگاه وبناي چادر و زندگي ساده بدوي ، هادي وراهنماي انسان باشد ، اگر چه آن روز هم داراي اهميت خاص خود بود ، امروز نيز با ميليون ها مسائل پيچيده فرهنگي ، اجتماعي ، اقتصادي ، سياسي و … روبه روست ، كه هر كدام در شرايط اجتماعي مخصوص خود ، در زمينه هاي عمومي وتخصصي نيازهاي خاص خود رامي طلبند .

درمبحث حاضر به طور اختصار به ديدگاه هاي حضرت علي (ع) درباره عقل ، عقلگرايي ، نقش وتاثيرات آن دراجتماع و روابط انساني و… پرداخته مي شود .آنچه از ديدگاه هاي آن حضرت انتزاع مي شود اين است كه منظور از اين مفهوم ، ارج نهادن به عقل ومعيار قرار دادن آن در تمام مراحل زندگي است . درباره چگونگي عقل ، جايگاه عقل ، كارايي عقل وميزان ارزش واهميت آن ، ديدگاه هاي حضرت علي (ع) عبارتند از :

1-عقل بالاترين ، برترين وبا ارزش تري ثروت ، نعمت ، فضيلت وزينت است كه هيچ ثروت ، نعمت وفضيلتي به پاي آن نمي رسد .

2-انسانيت انسان ، شخصيت انسان، كمال انسان وارزش وجودي هر شخصي به عقل او بستگي دارد .

3-عقل انسان كهنه نشده ومطابق با زمان ومكان ، هميشه پويايي خود را حفظ خواهد كرد .

 بديهي است كه عقل و عقلگرايي زماني مفيد وارزشمند است كه ضمن فراگيري جوانب مختلف زندگي انسان ، مشكلات پيچيده آن راحل كند و حضرت علي (ع) درصحنه هاي عملي زندگي فردي واجتماعي ، مهمترين نقش را به عقل وعقلگرايي داده ودرحد وسيعي ميدان را براي آن باز مي گذارد ، چرا كه از نظرمتد وروش انديشيدن ، عقلگرايي برفكر وبينش انسان تاثيرات فراواني مي گذارد . پرهيز از لجاجت دربحث ، اعتراف به حقايق پس از روشن شدن آنها . اگر چه برخلاف مباني فكري فرد باشد . استقبال از آراء افكار وانديشه هاي موافق ومخالف وتدبر وتامل در آنها و آينده نگري ، از جمله تاثيرات متد لوژيك عقلگرايي است .

يكي از مشخصه هاي مهم دين اسلام دين است كه درآن ، اصول دين تقليدي نيست وبرهر مسلماني واجب است به تحقيق وبررسي بپردازد واز راههاي عقلي وعملي ، به صحت وسقم آنهايي ببرد .اين كه پايه واساس واصول يك دين عقلي است وتقليد دراحكام ازباب رجوع به متخصص دين ، در احكام فرعي وتخصصي است . هر شخصي مي تواند با مطالعه درعلوم فقهي واسلامي درحد اجتهاد ، تخصص يابد وبه بافته هاي خود عمل كند . بنابراين ديني كه پذيرش آن مبناي عقلاني نداشته باشد ، ارزشي ندارد .حضرت علي (ع) نيزمعتقد است كه دين وايمان واقعي ،  نتيجه عقل بوده وكسي كه بدون تعقل وتفكر دين را بپذيرد ، مثل اين است كه دين ندارد .

علوم محوري

توجه فراوان علي (ع) به علم ودانش وبيان اهميت آن ولزوم وارد كردن آن درزندگي فردي ، اجتماعي واداره جامعه ، از اصول واضح وانكار نا پذير انديشه هاي ايشان است آنچه از سياق فرمايشات علي (ع) درباره علم ودانش برمي آيد اين است كه منظور امام (ع) از علم ، حد محدودي ازدانايي و آگاهي درسطح فردي نيست . بلكه علاوه براين ، منظور حضرت علم ودانش به معناي كلان آن ، يعني دانايي واطلاعات درحد وسيع ودررشته هاي مختلف تخصصي ، مطابق با اصول علمي است .

اصل آزادي

به عقيده حضرت (ع) خداوند انسان را آزاد آفريد واساس حكومت نيز بايد برهمين اصل بنا شود .آزادي مورد نظر علي (ع) امتيازي نيست كه نخبگان سياسي به مردم زيردست خود واگذاركنند ، بلكه به عقيده امام(ع)آزادي افراد دردست نخبگان نيست . انسان ، آزاده آفريده شده ودرتمام مراحل زندگي خود آزاداست . امام (ع) مي خواهد عزت نفس واحساس آزادي رابه گونه اي درافراد ايجاد كند كه هيچ كس خود را بنده وزيردست حكام و نخبگان احساس نكند . به عقيده امام (ع) مردم بايد خود را آزاد بدانند ، نه آزادي را حقي بشمارند كه حاكمان جامعه ،لطف فرموده وبه آنها عطامي كنند .منظور علي (ع) آزادساختن شخصيت وروح آزادگي افراد از قيد وبند ضعف وزبوني است . آزادي به مفهومي كه در ديده گاه هاي علي (ع)وجود دارد . عامل ايجاد تحولات ، پيشرفت ها ،  انقلاب ها وتمدنها بوده وجامعه را درجهت سازندگي وترقي هدايت مي كند . حقوق اجتماعي انسان براساس آن بنا شده است وانسان ها نقش وارزش واقعي خود راباز مي يابند . حضرت علي (ع) درحكومت اين نگرش از آزادي را درراس برنامه هاي خود قرار مي دهد ، به طوري كه آثار ونتايج آن را در جامعه آن روز بوضوح مشاهده مي كنيم .

اين برخوردهاي آزادمنشانه موجب مي شد كه مردم اعتماد به نفس پيداكند وبا اتكاء برافكار وانديشه هاي خود ، به بررسي دقيق مسائل بپردازند وتمام اينها ريشه درآزادي دارد .شايد بتوان گفت آزادي ، يكي از مهمترين اركان ومقدمه لازم ، براي رشد ،توسعه وكمال است . اگر چه حصول به مباحث فوق الذكر ، خود مرحله اي از توسعه وكمال است ، ولي از سوي ديگر ، اينها ابزارهايي است كه براي رسيدن به تكامل فراهم مي شوند وبدون دستيابي به اينها ، رسيدن به كمال مطلوب غير ممكن است . دركمال مطلوب كه تمام اين شرايط به خاطر آن است .‹‹ انسان ›› جايگاه اصلي رادارد وهمه چيز به خاطر تكامل وتعالي همه جانبه اوست .

بنابراين براساس تئوري ‹‹ عدالت ،  انسان تكامل ›› توسعه سياسي اجتماعي از ديدگاه حضرت علي (ع) عبارت است از :

‹‹ تبلور فرهيختگي عملي در حوزه نخبگان ، بهينه سازي وتكامل دروني در سطح نظام سياسي ومدنيت مبتني براسلام درعرصه اجتماع ، به خاطر تكامل و تعالي انسان››.