زندگانی حضرت امام عصر (ع)

زندگانی حضرت امام عصر (ع)

زندگانی حضرت امام عصر (ع)

 

ولادت

دوازدهمین پیشواى معصوم، حضرت حجة بن الحسن المهدى، امام زمان - عجل الله تعالى فرجه - در نیمه شعبان  سال255 هجرى در شهر «سامرأ» دیده به جهان گشود. او هم نام پیامبر اسلام (م ح م د) و هم كنیه آن حضرت (ابوالقاسم) است. ولى پیشوایان معصوم از ذكر نام اصلى او نهى فرموده ‏اند.

از جمله القاب آن حضرت، حجت، قائم، خلف صالح، صاحب الزمان ، بقیة الله است و مشهورترین آن ها «مهدى» مى ‏باشد.

پدرش، پیشواى یازدهم حضرت امام حسن عسكرى (ع) و مادرش، بانوى گرامى «نرجس »است كه بنام «ریحانه»، «سوسن» و «صقیل» نیز از او یاد شده است. میزان فضیلت و معنویت نرجس خاتون تا آن حد، والا بود كه«حكیمه خواهر امام هادى (ع) كه خود از بانوان عالیقدر خاندان امامت بود، او را سرآمد و سرور خاندان خویش، و خود را خدمتگزار او مى ‏نامید.

حضرت مهدى دو دوره غیبت داشت: یكى كوتاه مدّت (غیبت صغرى) و دیگرى دراز مدّت ( غیبت کبری). اولى، از هنگام تولد تا پایان دوران نیابت خاصّه ادامه داشته و دومى، با پایان دوره نخست آغاز شد و تا هنگام ظهور و قیام آن حضرت طول خواهد كشید.

تولد حضرت مهدى (ع) از دیدگاه علماى اهل سنت

 اعتقاد به موضوع مهدویت اختصاص به شیعه ندارد، بلكه بر اساس روایات فراوانى كه از پیامبر اكرم (ص) رسیده، علماى اهل سنت نیز این موضوع را قبول دارند. منتها آنان نوعاً تولد حضرت مهدى را انكار مى‏ كنند و مى ‏گویند: شخصیتى كه پیامبر اسلام از قیام او (پس از غیبت) خبر داده، هنوز متولد نشده است و در آینده تولد خواهد یافت!

با این حال تعداد قابل توجهى از مورخان و محدّثان اهل سنت، تولد آن حضرت را در كتب خود ذكر كرده و آن را یك واقعیت دانسته‏ اند. بعضى از پژوهشگران بیش از صد نفر از آنان را معرفى كرده‏ ند.

دیدار حضرت مهدى (ع)

چنانكه در سیره امام حسن عسكرى(ع) بتفصیل نگاشتیم، از آنجا كه حكومت ستمگر عباسى، به منظور دست یابى به فرزند آن حضرت و كشتن او، خانه امام را سخت تحت كنترل و مراقبت قرار داده بود، تولد حضرت مهدى (ع) بر اساس طرح دقیق و منظمى كه پیشاپیش، از سوى امام در این مورد ریخته شده بود، كاملاً به صورت مخفى و دور از چشم مردم و حتى شیعیان صورت گرفت.

مستندترین گزارش در این زمینه، از طرف «حكیمه» عمه حضرت عسكرى (ع) رسیده كه از نزدیك شاهد تولد حضرت مهدى (ع) بوده است. اما باید توجه داشت كه این پنهان كارى به آن معنا نیست كه بعدها یعنى در مدت 5 - 6 سال آغاز عمر او، كه امام یازدهم در حال حیات بود، كسى آن بزرگوار را ندیده بود، بلكه - چنانكه یك نمونه از آن را در زندگانى حضرت عسكرى نوشتیم - افراد خاصى از شیعیان در فرصت هاى مناسب و گوناگون به دیدار آن حضرت نائل مى‏ شدند تا به تولد و وجود وى یقین حاصل كنند و در موقع لزوم به شیعیان دیگر اطلاع دهند.

دانشمندان ما جریان این دیدارها را به صورت گسترده گزارش كرده اند .

علل سیاسى - اجتماعى غیبت

شكى نیست كه رهبرى پیشوایان الهى به منظور هدایت مردم به سر منزل كمال مطلوب است و این امر در صورتى میسر است كه آنها آمادگى بهره بردارى از این هدایت الهى را داشته باشند. اگر چنین زمینه مساعدى در مردم وجود نداشته باشد، حضور پیشوایان آسمانى در بین مردم ثمرى نخواهد داشت.

متأسفانه فشارهایی كه بویژه از زمان امام جواد(ع) به بعد بر امامان وارد شد، و محدودیت هاى فوق العاده ‏اى كه برقرار گردید - به طورى كه فعالیت هاى امام یازدهم و دوازدهم را به حداقل رسانید - نشان داد كه زمینه مساعد جهت بهره مندى از هدایت ها و رهبری هاى امامان در جامعه (در حدّ نصاب لازم) وجود ندارد. از این رو حكمت الهى اقتضا كرد كه پیشواى دوازدهم، بتفصیلى كه خواهیم گفت، غیبت اختیار كند تا موقعى كه آمادگى لازم در جامعه به وجود آید.البته همه اسرار غیبت بر ما روشن نیست ولى شاید نكته ‏اى كه گفتیم رمز اساسى غیبت باشد. در روایات ما، در زمینه علل و اسباب غیبت، روى سه موضوع تكیه شده است:

الف - آزمایش مردم‏

چنان كه مى‏ دانیم یكى از سنت هاى ثابت الهى، آزمایش بندگان و انتخاب صالحان و گزینش پاكان است. صحنه زندگى همواره صحنه آزمایش است تا بندگان از این راه در پرتو ایمان و صبر و تسلیم خویش در پیروى از اوامر خداوند تربیت یافته و به كمال برسند و استعدادهاى نهفته آنان شكوفا گردد.

در اثر غیبت حضرت مهدى، مردم آزمایش مى‏ شوند: گروهى كه ایمان استوارى ندارند، باطنشان ظاهر مى ‏شود و دست خوش شك و تردید مى‏ گردند و كسانى كه ایمان در اعماق قلبشان ریشه دوانده است، به سبب انتظار ظهور آن حضرت و ایستادگى در برابر شدائد، پخته‏ تر و شایسته‏ تر مى‏ گردند و به درجات بلندى از اجرا و پاداش الهى نائل مى‏ گردند.

امام موسى بن جعفر(ع) فرمود: هنگامى كه پنجمین فرزندم غایب شد، مواظب دین خود باشید، مبادا كسى شما را از دین خارج كند. او ناگزیر غیبتى خواهد داشت، به طورى كه گروهى از مؤمنان از عقیده خویش بر مى‏ گردند. خداوند به وسیله غیبت، بندگان خویش را آزمایش مى ‏كند...

از سخنان پیشوایان اسلام بر مى‏آید كه آزمایش به وسیله غیبت حضرت مهدى، از سخت‏ رین آزمایش هاى الهى است. و این سختى از دو جهت است:

از جهت اصل غیبت، كه چون بسیار طولانى مى ‏شود بسیارى از مردم دست خوش شك و تردید مى‏ گردند. برخى در اصل تولد و برخى دیگر در دوام عمر آن حضرت شك مى ‏كنند و جز افراد آزموده و مخلص و داراى شناخت عمیق، كسى بر ایمان و عقیده به امامت آن حضرت باقى نمى‏ ماند. پیامبر اسلام ضمن حدیث مفصلى مى‏ فرماید: مهدى از دیده شیعیان و پیروانش غایب مى‏ شود و جز كسانى كه خداوند دل هاى آنان را جهت ایمان، شایسته قرار داده، در اعتقاد به امامت او استوار نمى ‏مانند.

از نظر سختی ها و فشارها و پیشامدهاى ناگوار كه در دوران غیبت رخ مى‏ دهد و مردم را دگرگون مى سازد، به طورى كه حفظ ایمان و استقامت در دین، كارى سخت دشوار مى‏ گردد و ایمان مردم در معرض مخاطرات شدید قرار مى ‏گیرد.

ب - حفظ جان امام

خداوند، به وسیله غیبت، امام دوازدهم را از قتل حفظ كرده است، زیرا اگر آن حضرت از همان آغاز زندگى در میان مردم ظاهر مى‏ شد، او را مى‏ كشتند (چنانكه تفصیل آن را نوشتیم). بر این اساس اگر پیش از موعد مناسب نیز ظاهر شود، باز جان او به خطر مى‏ افتد و به انجام مأموریت الهى و اهداف بلند اصلاحى خود موفق نمى‏ گردد.

«زراره»، یكى از یاران امام صادق(ع) مى ‏گوید: امام صادق (ع) فرمود: امام منتظر، پیش از قیام خویش مدّتى از چشم ها غایت خواهد شد.

عرض كردم: چرا؟

فرمود: بر جان خویش بیمناك خواهد بود .

ج - آزادى از یوغ بیعت با طاغوتهاى زمان

پیشواى دوازدهم، هیچ رژیمى را، حتى از روى تقیه، به رسمیت نشناخته و نمى ‏شناسد. او مأمور به تقیه از هیچ حاكم و سلطانى نیست و تحت حكومت و سلطنت هیچ ستمگرى در نیامده و در نخواهد آمد، چرا كه مطابق وظیفه خود عمل مى‏ كند و دین خدا را به طور كامل و بى هیچ پرده پوشى و بیم و ملاحظه‏اى اجرا مى‏ كند.

 بنابراین جاى هیچ عهد و میثاق و بیعت با كسى و مراعات و ملاحظه نسبت به دیگران باقى نمى‏ ماند

«حسن بن فضّال» مى‏ گوید: امام هشتم فرمود: گویى شیعیانم را مى‏ بینم كه هنگام مرگ سومین فرزندم (امام حسن عسكرى) در جستجوى امام خود، همه جا را مى‏ گردند اما او را نمى‏ یابند.

عرض كردم: چرا غایب مى‏ شود؟

فرمود: براى اینكه وقتى با شمشیر قیام مى‏ كند، بیعت كسى در گردن وى نباشد.

غیبت صغرى و كبرى

چنانكه گفتیم، غیبت امام مهدى به دو دوره تقسیم مى ‏شود: «غیبت صغرى» و «غیبت كبرى»

غیبت صغرى از سال 260 هجرى (سال شهادت امام یازدهم) تا سال 329 (سال در گذشت آخرین نایب خاص امام) یعنى حدود 69 سال بود. در دوران غیبت صغرى، ارتباط شیعیان با امام بكلى قطع نبود و آنان، به گونه ‏اى خاص و محدود، با امام ارتباط داشتند.توضیح آنكه: در طول این مدّت، افراد مشخصى (كه ذكرشان خواهد آمد) به عنوان «نایب خاص» با حضرت در تماس بودند و شیعیان مى‏ توانستند به وسیله آنان مسائل و مشكلات خویش را به عرض امام برسانند و توسط آنان پاسخ دریافت دارند و حتى گاه به دیدار امام نائل شوند. از این رو مى‏ توان گفت در این مدّت، امام، هم غایب بود و هم نبود.

این دوره را مى‏توان دوران آماده سازى شیعیان براى غیبت كبرى دانست كه طى آن، ارتباط شیعیان با امام، حتى در همین حد نیز قطع شد و مسلمانان موظف شدند در امور خود به نایبان عام آن حضرت، یعنى فقهاى واجد شرائط و آشنایان به احكام اسلام، رجوع كنند.

اگر غیبت كبرى یكباره و ناگهان رخ مى ‏داد، ممكن بود موجب انحراف افكار شود و ذهن ها آماده پذیرش آن نباشد. اما گذشته از زمینه سازی هاى مدبرانه امامان پیشین، در طول غیبت صغرى، بتدریج ذهن ها آماده شد و بعد، مرحله غیبت كامل آغاز گردید.

 همچنین امكان ارتباط نایبان خاص با امام در دوران غیبت صغرى، و نیز شرف یابى برخى از شیعیان به محضر آن حضرت در این دوره، مسئله ولادت و حیات آن حضرت را بیشتر تثبیت كرد.

با سپرى شدن دوره غیبت صغرى، غیبت كبرى و دراز مدّت امام آغاز گردید كه تاكنون نیز ادامه دارد و پس از این نیز تا زمانى كه خداوند اذن ظهور و قیام به آن حضرت بدهد، ادامه خواهد داشت.

غیبت دو گانه امام دوازدهم، سالها پیش از تولد او توسط امامان قبلى، پیشگویى شده و از همان زمان توسط راویان و محدثان، حفظ و نقل و در كتاب هاى حدیث ضبط شده است كه به عنوان نمونه به نقل چند حدیث در این زمینه اكتفا مى‏كنیم:

امیر مؤمنان(ع) فرمود:امام غایب ما، دو غیبت خواهد داشت كه یكى طولانى‏ تر از دیگرى خواهد بود

 در دوران غیبت او، تنها كسانى در اعتقاد به امامتش پایدار مى‏ مانند كه داراى یقینى استوار و معرفتى كامل باشند.

امام باقر(ع) فرمود:امام قائم دو غیبت خواهد داشت كه در یكى از آن دو: خواهند گفت: او مرده است..

ابوبصیر مى‏ گوید، به امام صادق(ع)عرض كردم: امام باقر مى ‏فرمود: قائم آل محمد (ص) دو غیبت خواهد داشت كه یكى طولانى ‏تر از دیگرى خواهد بود.

امام صادق (ع) فرمود: بلى، چنین است...حضرت صادق (ع) فرمود:امام قائم دو غیبت خواهد داشت: یكى كوتاه مدّت و دیگرى دراز مدّت..

سیر تاریخ، صحت این پیشگویی ها را تأیید كرد و همچنان كه پیشوایان قبلى فرموده بودند، غیبت هاى دو گانه امام عینیت یافت.

نواب خاص

نواب خاص حضرت مهدى در دوران غیبت صغرى، چهار تن از اصحاب با سابقه امامان پیشین و از علماى پارسا و بزرگ شیعه بودند كه «نوّاب اربعه» نامیده شده‏ اند.

اینان به ترتیب زمانى عبارت بودند از:

ابو عَمرو عثمان بن سعید عَمرى،

ابو جعفر محمد بن عثمان بن سعید عَمرى،

ابوالقاسم حسین بن روح نوبختى،

ابو الحسن على بن محمد سَمَرى.

البته امام زمان(ع) وكلاى دیگرى نیز در مناطق مختلف مانند:

 بغداد، كوفه، اهواز، همدان، قم، رى آذربایجان، نیشابور و... داشت كه یا به وسیله این چهار نفر، كه در رأس سلسله مراتب وكلاى امام قرار داشتند، امور مردم را به عرض حضرت مى ‏رساندند و از سوى امام در مورد آنان «توقیع»هایی صادر مى ‏شده است. و یا - آن گونه كه بعضى از محققان احتمال داده‏اند- سفارت و وكالت این چهار نفر، وكالتى عامّ و مطلق بوده ولى دیگران در موارد خاصى وكالت و نیابت داشته ‏اند .:

وظایف و فعالیتهاى اساسى نوّاب خاص

انتخاب نواب خاص از سوى امام دوزدهم، در واقع ادامه و توسعه فعالیت شبكه ارتباطى «وكالت» بود كه گفتیم از زمان پیشواى نهم به صورت فعّال در آمده، و در زمان امام هادى و امام عسكرى - علیهما السلام - گسترش چشمگیرى یافته بود، و اینك در زمان امام قائم به اوج رسیده بود. وظایف و فعالیت هاى اساسى نوّاب خاص را مى ‏توان در چند مورد زیر خلاصه كرد:

الف - پنهان داشتن نام و مكان امام

گرچه امكان رؤیت حضرت مهدى - عجل الله تعالى فرجه - در دوران غیبت صغرى براى نوّاب خاص و برخى از شیعیان وجود داشت و گه گاه دیدارهایى صورت مى ‏گرفت امّا به دلیل مشكلات سیاسى، هر یك از نواب اربعه در زمان خود موظف بودند از بردن نام حضرت و افشاى محل او در سطح عمومى خوددارى ورزند. زیرا در غیر این صورت، جان امام از سوى حكومت وقت به خطر مى ‏افتاد. این سیاست استتار و پنهان كارى، دقیقاً بر اساس دستور و راهنمایى خود امام صورت مى‏ گرفت

ب - سازماندهى وكلا

چنان كه گفتیم نمایندگان و وكلاى محلى امام در عصر غیبت - با اختیارات گوناگون و حوزه‏ هاى فعالیت متفاوتى كه داشتند - در مناطق تمركز شیعیان مستقر بودند و هر چند در زمان پیشواى دهم و یازدهم این دسته از وكلا معمولاً توسط وكیل اوّل با امام تماس مى‏ گرفتند، امّا در هر حال امكان ارتباط مستقیم با خود امام نیز براى آنان وجود داشت، ولى در عصر غیبت صغرى امكان ارتباط مستقیم كلاً قطع گردید و وكلاى فرعى و منطقه‏ اى امام در بلاد مختلف ناگزیر منحصراً زیر نظر نایب خاصّ، انجام وظیفه مى ‏كردند و نامه‏ ها و سؤالات و وجوه شرعى شیعیان را توسط نایب خاص به محضر امام غایب مى ‏رساندند.

ج - اخذ و توزیع اموال متعلق به امام

نوآب خاص امام، هر كدام در دوران سفارت خود، وجوه و اموال متعلق به آن حضرت را كه شیعیان مستقیماً یا توسط وكلاى محلى مى‏ پرداختند، تحویل مى‏ گرفتند و به هر طریقى كه ممكن بود به امام مى ‏رساندند، یا در مواردى كه امام دستور مى ‏داد مصرف مى ‏كردند.

در روزهاى شهادت امام عسكرى - علیه السلام - گروهى از شیعیان قم و بعضى دیگر از مناطق ایران وارد سامرأ شدند و در آنجا از در گذشت امام آگاه گشتند. این گروه، اموالى را از طرف شیعیان مناطق خود آورده بودند تا تحویل امام بدهند و وقتى از جانشین امام عسكرى پرسش كردند، بعضی ها جعفر (كذاب)، برادر امام، را نشان دادند. آنان طبق روال معمول، نشانى و خصوصیات پول ها و اموال را از جعفر پرسیدند تا معلوم شود كه وى داراى علم امامت است یا خیر؟ وقتى كه جعفر از پاسخ درماند، از تحویل اموال به وى خوددارى كردند و ناگزیر به عزم بازگشت به وطن، از سامرّأ خارج شدند.

در بیرون سامرأ، پیك سرّى حضرت بقیة الله - عجل الله تعالى فرجه الشریف - آنان را به محضر امام راهنمایى كرد و پس از تشرّف به حضور امام، بعد از آنكه حضرت خصوصیات تمامى پول ها و امول را بیان فرمود، اموال را تحویل ایشان دادند.

د - پاسخگویى به سؤالات فقهى و مشكلات عقیدتى

حوزه فعالیت نواب اربعه تنها به مواردى كه شمردیم محدود نمى‏شد، بلكه دایره فعالیت آنها شامل پاسخ گویى به همه گونه سؤالات فقهى و شرعى، حل مشكلات عقیدتى و نیز میارزه علمى با شبهاتى مى‏ شد كه مخالفان مطرح مى‏ كردند و از این راه در تضعیف عقاید و پریشانى فكرى شیعیان مى ‏كوشیدند.

نواب خاصّ، این وظایف را با استفاده از آموزش هاى امام و دانش بسیار بالایى كه داشتند، به بهترین وجهى انجام مى ‏دادند. نگاهى گذرا به كارنامه سفارت این چهار شخصیت بزرگ، ابعاد گسترده كوشش ها و موفقیت هاى آنان را در این زمینه نشان مى ‏دهد.

آنان از یك سو، وسوسه ‏هاى مربوط به انكار وجود امام را، از راه هاى گوناگون خنثى مى‏ كردند و در این راستا، گاه ناگزیر، پرده از دیدارهاى سرّى خود را امام بر مى‏ داشتند و گاهى نیز توقیعى از سوى حضرت در این باره صادر مى‏ شد و امام در دفع شبهات مزبور به كمك آنان مى ‏شتافت.

از سوى دیگر، سؤالات فقهى و شرعى شیعیان را به عرض امام رسانده پاسخ آنها را مى‏ گرفتند و به مردم ابلاغ مى ‏كردند.

از این گذشته، گاه، نواب خاصّ، مناظراتى با مخالفان انجام داده و آنان را محكوم مى ‏ساختند و تأكید مى‏ كردند كه این پاسخ ها را از امام آموخته اند.‏

ه- مبارزه با مدّعیان دروغین نیابت

مبارزه با غلات و مدّعیان دروغین و افشاى ادعاهاى باطل آنان را نیز باید به فعالیت هاى نواب اربعه افزود. چنانكه درسیره امام هادى توضیح دادیم، گروهى از افراد منحرف و جاه طلب با طرح مطالب بى اساس از قبیل ربوبیت والوهیت ائمه، مقاماتى براى خود ادعا مى‏ كردند و به نام امام از مردم خمس یا وجوه دیگر را مى‏ گرفتند و این موضوع موجبات بد نامى شیعه را فراهم ساخته و مشكلاتى براى ائمه ایجاد مى ‏كرد.

در عصر غیبت صغرى، علاوه بر این ها، افراد دیگرى پیدا شدند كه به دروغ مدعى سفارت و نیابت خاص امام بودند و در اموال متعلق به امام تصرفات بی مورد نموده و در مسائل فقهى و اعتقادى، سخنان گمراه كننده بر زبان مى ‏راندند. اینجا بود كه نواب خاصّ، با رهنمود امام، به مقابله با آنان بر مى‏ خاستند و گاه رد طرد و لعن آنان از ناحیه حضرت، توقیع صادر مى ‏شد.

غیبت كبرى

چنان كه گفتیم، با در گذشت چهارمین نایب خاص امام دوازدهم، دوران غیبت كبرى آغاز گردید.در این دوره، علماى واجد شرائط، از سوى امام زمان نیابت عامّه دارند چنان كه دیدیم، نیابت خاصّه عبارت از این است كه امام، شخص خاصى را با اسم و رسم معرفى كند و نایب خود قرار دهد، ولى نیابت هر فردى كه آن ضابطه با او تطبیق كند، نایب شناخته شود و به نیابت از امام، در امر دین و دنیا، مرجع شیعیان باشد. امامان معصوم، به ویژه حضرت حجة بن الحسن المهدى - عجل الله تعالى فرجه - در روایات متعددى این شرائط را بیان فرموده و مسلمانان را در دوران غیبت كبرى موظف كرده‏ اند كه به واجدان شرائط مزبور رجوع نموده و طبق دستور آنان عمل كنند

مهدى (ع) در منابع شیعه

اخبار و روایات فراوانى از پیامبر اسلام و هر یك از امامان (ع) درباره تولد، غیبت، ظهور و قیام جهانى و سایر ویژگی هاى حضرت مهدى نقل شده و در واقع سال ها پیش از تولد آن حضرت، خصوصیات و ویژگی هاى او - از قبیل اینكه: او از خاندان پیامبر (ص)، از فرزندان فاطمه (ع) و از نسل حسین(ع) است و با قیام جهانى خویش زمین را پر از عدل و داد خواهد كرد. تعداد این روایات به حدى فراوان است كه درباره كمتر موضوعى از موضوعات اسلامى این اندازه حدیث وارد شده است.

در اینجا بى مناسبت نیست یاد آورى كنیم: با آنكه عصر هر یك از ائمه و یژگی هایى داشته و توجه آن بزرگواران قاعدتاً معطوف به مسائل و موضوعات حادّ روز بوده، امّا در عین حال، موضوع حضرت مهدى - عج الله تعالى فرجه الشریف - همواره مورد نظر آنان بوده و به مناسبت هاى گوناگون بیانات و پیشگویی هاى فراوانى نموده‏ اند كه ذیلاً به عنوان نمونه آمارى اجمالى از احادیثى كه از ائمه در این زمینه رسیده از نظر خوانندگان محترم مى‏ گذرانیم:

به عنوان نمونه به نقل چند حدیث اكتفا مى ‏كنیم :الف - امیر مؤمنان - علیه السلام - مى ‏فرماید: پیامبر اسلامى فرمود: عمر جهان به پایان نمى ‏رسد مگر آنكه مردى از نسل حسین امور امّت مرا در دست مى‏ گیرد و دنیا را پر از عدل مى‏ كند همچنانكه پر از ظلم شده است.

از امیر مؤمنان - علیه السلام - در «نهج البلاغه» سخنان متعددى در این زمینه نقل شده است. از آن جمله مى ‏فرماید: دنیا، همچون شتر چموشى كه از دوشیدن شیرش جلوگیرى مى‏ كند (و به سراغ بچه‏ اش مى ‏رود) پس از چموشى، به ما روى مى ‏آورد. خداوند مى‏ فرماید:«ما مى‏ خواهیم به مستضعفان زمین نعمت بخشیم و آنان را پیشوایان و وارثان زمین قرار دهیم».

ب - حسین بن على - علیه السلام - مى‏ فرمود:اگر از عمر دنیا تنها یك روز باقى مانده باشد، خداوند آن روز را طولانى مى ‏كند تا آنكه مردى از نسل من قیام مى ‏كند و دنیا را پر از عدل و داد مى ‏كند چنان كه از ظلم و ستم پر شده است. از رسول خدا شنیدم چنین مى فرمود.

ج - امام جواد - علیه السلام - به عبد العظیم حسنى - س – فرمود: قائم ما همان مهدى منتظّر است كه در زمان غیبت باید در انتظارش بود و در زمان ظهور باید اطاعتش نمود. او سومین فرزند من خواهد بود. سوگند به آن خدایى كه محمد را به پیامبرى برگزید و امامت را ویژه ما خاندان قرار داد، اگر از عمر دنیا جز یك روز باقى نمانده باشد، خدا آن روز را طولانى مى‏ گرداند تا مهدى ظاهر شود و زمین را از عدل و داد پر كند چنان كه از ظلم و ستم پر شده است. خداوند متعال كار وى را یك شبه اصلاح مى‏كند، چنانكه كار موسى كلیم الله را در یك شب اصلاح فرمود: او رفت تا براى همسرش آتش بیاورد اما با منصب نبوت و رسالت برگشت.

امام جواد سپس فرمود: بهترین اعمال شیعیان ما، انتظار ظهور و قیام اوست

انتظار مهدى و مدعیان مهدویت

نگاهى به تاریخ اسلام نشان مى‏دهد كه در طول زمان، افرادى جاه طلب و سودجو ادعاى مهدویت كرده ‏اند، یا گروهى از مردم عوام افرادى را مهدى مى پنداشته ‏اند. این امر نشان مى‏دهد كه موضوع مهدویت و اعتقاد به ظهور یك منجى غیبى، در میان مسلمانان امرى مسلّم و مورد قبول بوده است، و چون نام یا برخى از نشانه‏ هاى آن حضرت با مشخصات برخى از مدعیان یاد شده تطبیق مى ‏كرده، آنان از این موضوع سؤ استفاده كرده و خود را مهدى قلمداد نموده ‏اند. یا چه بسا خود آنان ادعایى نداشته‏ اند لكن برخى از عوام الناس از روى نادانى یا شدّت ستم و بیدادگرى حكومت ها یا عجله‏ اى كه در ظهور مهدى داشته‏ اند، یا به علل دیگر، بدون آنكه در مجموع نشانه‏ هاى حضرت دقت كنند، به اشتباه، آنان را مهدى موعود تصور كرده اند.

فواید وجود امام در دوران غیبت

اینك كه بحث ما پیرامون حضرت مهدى به اینجا رسید، مناسب است كه به یكى از شایع ترین پرسش ها پیرامون آن حضرت پاسخ گوییم، و آن این است كه: فایده وجود امام در عصر غیبت چیست؟ به تعبیر دیگر: زندگى امام در دوران غیبت یك زندگى خصوصى است نه یك زندگى اجتماعى در نقش یك پیشوا. بنابرانى وجود مقدس او چه اثر عمومى براى مردم مى ‏تواند داشته باشد و مردم چه نوع بهره ‏اى مى ‏توانند از او ببرند؟

البته باید توجه داشته باشیم كه غایب بودن امام هرگز به این معنا نیست كه وجود آن حضرت به یك روح نامرئى یا امواج ناپیدا و رؤیایى و امثال این ها تبدیل شده است! بلكه وى یك زندگى طبیعى عینى و خارجى داد، منتها با عمرى طولانى. آن حضرت در میان مردم و در دل جامعه ‏ها رفت و آمد دارد و در نقاط مختلف زندگى مى ‏كند ولى به صورت ناشناس. و فرق بسیار است بین «نامرئى» و«ناشناس». امام صادق - علیه السلام - مى‏فرمود: مردم امام خود را گم مى ‏كنند. او در موسم حج حاضر مى‏شود و مردم را مى ‏بیند ولى آنان او را نمى ‏بینند.

خورشید پنهان

در پاسخ سؤال یاد شده یاد آورى كنیم كه این سؤال تازگى نداشته و تنها در عصر ما مطرح نشده است، بلكه از روایات اسلامى بر مى ‏آید كه حتى پیش از تولد حضرت مهدى - علیه السلام - نیز این سؤال مطرح بوده و هنگامى كه پیامبر اسلامى و ائمه پیشین - علیهم السلام - از مهدى و غیبت طولانى آن حضرت سخن به میان مى ‏آوردند، با چنین سؤالى روبرو مى ‏شدند و به آن پاسخ مى‏ گفتند. به عنوان نمونه: پیامبر اسلام در پاسخ این پرسش كه آیا شیعه در زمان غیبت، از وجود قائم فایده ‏اى مى‏ برد؟ فرمود: بلى، سوگند به پروردگارى كه مرا به پیامبرى بر انگیخت، در دوران غیبتش از او نفع مى‏ برند و از نو ولایتش بهره مى ‏گیرند، همان گونه كه از خورشید به هنگام قرار گرفتن در پشت ابرها استفاده مى‏ كنند.

امام صادق - علیه السلام - فرمود: از روزى كه خداوند حضرت آدم را آفریده تا روز رستاخیز، زمین هیچ گاه خالى از حجت نبوده و نخواهد بود، یا حجت ظاهر و آشكار و یا غایب و پنهان، و اگر حجت خدا نباشد، خدا ستایش نمى‏ شود

راوى پرسید: مردم چگونه از امام غایب و پنهان استفاده مى ‏كنند؟ حضرت فرمود: آنچنان که از خورشید پشت ابراستفاده می کنند.

 

اللهم عجل لویک الغرج